Radio Aramesh Society (PEACE) Reaching Farsi speaking peoplle with the messages of Grace and Peace of Jesus Christ for their daily lives

دوستان، آيا امروز عصبانيت به سراغ شما آمده؟ ديروز يا روزهای قبل از آن چطور؟  آيا در چند روز گذشته احساس خشم و غضب در شما به جوش آمده؟ به خاطر داريد دليل آن چه بود؟

 کمی تامل بفرمائيد و به موضوع و موردی که شما را عصبانی کرد بينديشيد.asabaniyat 1

اين مهم نيست که چه چيزی شما را عصبانی کرده، مطمئن باشيد که تنها نيستيد.

من مطمئن هستم که تمام انسان‌های روی کره زمين عصبانيت و خشم را تجربه کرده اند.

شايد شما هم با من هم عقيده باشيد اگر بگويم، عصبانی نشدن غير ممکن است.

همه ما چه زن چه مرد، حتما در طول زندگی خود عصبانی شده ايم و به نوعی خشم را تجربه نموده ايم و از خود عصبانيت نشان داده ايم.

البته بروز عصبانيت در همه يکسان نيست.

در بعضی اشخاص, عصبانيت خودش را به شکلی وحشتناک به نمايش می گذارد، به حدی که شخص عصبانی مصمم به از بين بردن و نابودی شخص يا اشخاصی میشود که او را عصبانی کرده اند.

برای مشاهده نمونه‌های بارز و مختلفی از عصبانيت، در حدی که خدمت شما عرض کردم، لازم نيست که راهی دور برويم، بلکه همين کافيست که شما تلويزيون منزل خود را روشن کنيد.

بله، همين تلويزيونی که همه ما را شبانه روز به خودش سرگرم می کند.

شما هم حتما در حال جستجوی کانال‌های نمايشی به چند کانال برخورد می کنيد که شخص و يا اشخاصی با اسلحه و وسايل نبود کنندهی ديگر به دنبال کس يا کسان ديگر هستند تا آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده و يا به قتل برسانند.

شخصی با اسلحه‌ای در حال تير اندازی.

آنقدر به اين صحنه‌ها عادت کرده ايم که ديگر برايمان امری بسيار معمولی شده و به راحتی آن را تحمل می کنيم.

نمونه حاد بروز عصبانيت تنها در نمايش‌ها و فيلمهأی سينمأيی و تلويزيونی محدود نميشوند.

عصبانيت و ثمرات آ ن حقيقت تلخ قابل لمس و آشکاری است که تقريبا تمام جوامع بشری را در بر گرفته و آلوده خود کرده است.

شما کدام کشور، شهر يا جامعه ايی را می شناسيد که سيستم قضايی و زندانی در آن وجود نداشته باشد، و افرادی به خاطر جناياتی که مرتکب شده اند در آ ن زندان‌ها نباشند؟

مکان‌های ديگری که می شود نمونه هايی ديگر از افراد عصبانی را يافت، کلينيک‌ها و مراکز روانکاوی و روانشناسی می باشند.

به يک زندان فکر کنيد.

آيا تا به حال از خود سوال کرده ايد که چرا اين همه انسان بايد در پشت ميله هايی فلزی در چهار چوبی سرد و به دور از ديگران مدت مديدی از عمر خود و شايد تمام عمر خود را سپری کنند؟

تيمارستان‌ها و مراکز روان درمانی چطور؟

محل زندگی اشخاصی که بنا به هر دليلی خشم و عصبانيت درونيشان را در خود نگاه داشته و به جای آزار ديگران خود را مجروح و مضروب می کنند.

شايد فرق چندانی نداشته باشند، يکی عصبانيت خود را بر سر کس يا کسان ديگر خالئ نموده و قانون او را در بند کرده و در زندانها محبوس می کند.

ديگری، عصبانيت خود را بر سر خودش خالئ کرده و باز قانون او را در بند نهاده و در تيمارستان‌ها محبوس

می دارند.

ما به عصبانی‌های در زندان می گوييم، اينها جنايتکار هستند و خطر ناک و به محبوسين در تيمارستانها هم می گوييم، اين بيچاره هم که ديوانه شده.

جالبه، اينطور نيست؟

حال بر ميگرديم به خود عصبانيت و آن را از دريچه‌ای ديگر نگاه می کنيم و در کنار آن شخصيت خودمان را محکی می زنيم.

هدف و منظور من اين است که درک کنيم در مواجه با عصبانيت >>من<< نوعی در کدام گروه قرار می گيرم.

گفتيم که نا آگاهی يا عکس العمل غلط و خلاف اشخاص در مواقع بروز عصبانيت، آنها را به سوی انجام حرکات و اعمالی غير قانونی سوق داده و به جنايتکاری مبدل میسازد.

و در گروه دوم، ملاحظه کرديم که شخص بنا به هر دليل عصبانيت خود را به صورت نوعی حرکت مضر متوجه خودش کرده و ما آنها را به عنوان انسان‌های نه متعادل روحی يا ديوانه می شناسيم.

اين مسلم است که عصبانيت يک احساس تند نا خوش آيند است که به سراغ همه ما می آيد.

رانندگی – والدين – فرزندان – همسران – هم کاران – آب و هوا – وضع اقتصادی و بيماری نمونه هايی از عوامل بوجود آورنده عصبانيت در ما می باشند.

شما چه نمونه‌های ديگری را می شناسيد؟

همينطور ديديم که عدم اطلاع يا برخورد غلط در مواقع عصبانيت، نتايج برونی و درونی وحشتناکی را به دنبال خواهد آورد.

حال تکليف ما چيست؟

من و شما چگونه بايد با عصبانيت و خشمی که به سراغمان می آيند برخورد کنيم؟

براستی چه بايد بکنيم تا عصبانيت از ما جنايتکار يا انسانی بيمار و روانی نسازد؟

اينها سوالاتی هستند که صحبت خودمان را در جواب دادن به آنها ادامه می دهيم.

شايد جواب بعضی اين باشد که; من حواسم را جمع نگاه خواهم داشت و مواظب خواهم بود تا عمل اشتباهی در موقع عصبانيت از من سر نزند يا حرف بيجأيی به کسی نگويم.

شايد بعضی بگويند; سيستم دفاعی من به هنگام عصبانيت اين است که دهانم را می بندم و تکان هم نميخورم تا اينکه عصبانيت من کاملا بر طرف گردد.

عده‌ای ديگر ممکن است بگويند; به هنگام عصبانيت من تا فلان شماره می شمارم و آنقدر ادامه میدهم تا آرام بگيرم و عصبانيت از من بيرون برود.

من قصدم اين نيست که به چگونگی راه‌های مختلفی که هر کس برای غلبه بر عصبانيت برای خودش ابداع و اختراع نموده بپردازم.

در طول حيات هر شخصی، بنا بر حسب عادت، تربيت، محيط خانوادگی و اجتماعی خويش راه و روشهايی را برای مبارزه با عصبانيت پيدا کرده است.

بسيار خوب، اصلا ايرادی نيست، اين پسنديده است که هر کدام از ما برای خودمان لنگری مطمئن داشته باشيم تا در موقع خشم و عصبانيت خود را و اعمال و گفتار خود را به آن متصل نگاه داشته و در آن مکان و راه مطمئن بمانيم.

حال اجازه بفرمأييد تا گامی فراتر بگذاريم و به عنوان ايمانداران به خداوند و فرزندان او مشکل عصبانيت را از آن دريچه‌ای که خداوند می خواهد ببينيم.

چرا که، توسل و به کار بردن تکنيک‌های انسانی و شخصی در هنگام عصبانيت کمی به ما آرامش می بخشند و تا مدتی ما را محافظت می کنند، ولی آنها کافی نيستند و بايد به منبعی مطمئن تر و طريقی سالم تر متوسل شويم.

آن منبع مطمئن ما پدر آسمانی ماست و طريق سالم و استوار او برای ما در کتاب مقدس انجيل آورده شده است.

قبل از اين که تعاليم و دستورات خداوند را در مورد چگونگی رفتارمان در هنگام عصبانيت مطالعه کنيم، از شما دعوت می کنم که با من در دعا همراه شويد تا اراده و قصد خداوند را بهتر درک کنيم.

پدر آسمانی،

من به حضور تو دعا می کنم که به من کمک کنی تا از درد و رنج عصبانيت نجات پيدا کنم!

پدر جان،

من در طول زندگی‌ام بسيار سعی کرده ام، که يا اصلا عصبانی نشوم ، يا وقتی می شوم عکس العمل حاد از خود نشان ندهم، ولی تو خود شاهد بوده و هستی که من نتوانست هام در مواقعی عصبانيت خودم را مهار کنم.

من ضعيف هست و زود عصبانی می شوم.

وقتی من عصبانی می شوم، با گفتار و کردارم ديگران را می رنجانم.

خداوند،

مرا از طريق کلامت و توسط روح مقدس خود تعليم بده و مجهز بساز تا بتوانم آنگونه که شايسته فرزندی توست زندگی کنم و عصبانيت و خشم، نتواند مرا اسير خود سازند.

پدر جان،

من با ايمان اين ضعف خودم را به تو می دهم و در عوض، آرامش و صلح و محبتی را که تو در کلامت قول داده‌ای دريافت می کنم.

در نام عيسی مسيح می طلبم، آمين.

عزیزان، کلام خدا در رومیان ۱۲: ۱۹ – ۲۱ می‌‌فرماید:

برادران عزيز، هرگز از کسی انتقام نگيريد، انتقام خود را به خداوند واگذاريد، چون در کتاب آسمانی نوشته شده که مجازات انسانها از آن اوست. ٢٠ پس، اگر دشمنت گرسنه باشد، به او غذا بده و اگر تشنه باشد، به او آب بده تا از کاری که کرده، شرمگين و پشيمان شود. ٢١ اجازه ندهيد بدی بر شما چيره شود، بلکه با نيکی کردن، بدی را مغلوب سازيد.

آمين.

خدا را شکر به خاطر اين کلام زيبا و آموزنده اش.

عزيزان، قسمتی از عصبانی شدن‌های ما مستقيماً يا گاهی غير مستقيم در ارتباط با تماس هايمان با انسان‌های ديگر می باشد.

ما انسانها ذاتا موجوداتی اجتماعی خلق شده ايم.

اين حس نياز اجتماعی و در جمع انسان‌های ديگر بودن را خود خداوند به ما می آموزد.

در کلام او، کتأب پيدايش، می خوانيم که چگونه خداوند تمام عالم را خلق می کند و بعد از خلق همه چيز، در فصل دوم آيه ١٨ می فرمايد :شايسته نيست آدم تنها بماند، بايد برای او يار مناسبی به وجود آورم.

پس، متوجه می شويم که خداوند تنهائی را برای آدم يک کمبود می ديده است

نقشه خداوند اين نيست که انسان منزوی و به دور از ديگران زندگی کند.

خداوند می خواهد که ما فرزندان او، نور و نمک اين دنيا باشيم.

نوری که، محبت، پاکی، قدوسيت و عظمت خدا را به دنيای دور و برمان می تاباند و همينطور، نمکی که زندگيهأی تلخ و بی‌مزه مردم را شيرين می سازد.

خلاصه اينکه، خواست و اراده خداوند برای زندگيهأی هر کدام از ما، و همينطور، طبيعت انسانی خلق شده درون ما، با هم ميل به در کنار ديگران بودن را دارد.

در واقع، شخصييت و قابليت‌های فردی ما، زمانی آشکار و شکوفا می گردند که در جمعی از هم نوعان خود قرار گرفته و زندگی کنيم.

حال سوال اين است که چگونه زندگيهأی ما در جوامع انسانی منجر به عصبانيت ما می گردند؟

برای جواب به اين سوال اجازه بدهيد از خودمان شروع کنيم.

لطفا محيط زندگی خود را در نظر بگيريد، مسلما اين غير ممکن است که شخصی بگويد، من تمام مدت عمرم را، چه شب و چه روز در محيطی بسته و بدون هيچگونه تماس يا برخوردی با انسانهأی دور و برم می گذرانم.

توجه بفرمائيد که من دراز مدت را عرض می کنم، نه اين که کسی يک هفته خود را از اجتماع پنهان کند و يا چند روزی با کسی تماس نداشته باشد.

شما قضاوت بفرمائيد، آيا يک انسان سالم و با ايمان به عيسی مسيح هرگز خودش را برای مدت مديدی از ديگران پنهان و منزوی می کند؟ مسلما نه!

همسر – فرزندان – والدين – همکاران – همسايگان – دوستان – از معمول انسان هايی هستند که هر کدام از ما به نوعی در زندگی روزانه با آنها مراوده و برخورد داريم.

شايد شخصی بگويد، من هيچکدام از اين افراد را در زندگی خود ندارم.

می پرسيم، پس فروشگاه‌های مواد غذائی و انسانهأيی که برای تهيه مايحتاج خود به آنها رجوع می کنی چی ؟

اما در واقع عصبانيت چيست؟

عصبانيت يعنی؛ “حالت هيجان عاطفی نا خوش آيند همراه با پرخاشگری و حس انتقام جويی به سبب نا خشنودی از امری يا مخالفت با کسی، خشم، غضب”.

اين تعريفی است که فرهنگ لغت از کلمه عصبانيت به ما می دهد.

چقدر جالب و با مسما اين کلمه برای ما معنی شده است.

در اين قسمت از صحبت خودمان، “حس انتقام جويی به سبب نا خشنودی از امری يا مخالفت با کسی” را بررسی می کنيم.

بار ديگر از خود می پرسيم، “من به عيسی مسيح ايمان دارم و خداوند تمام گناهان مرا در ايمان به او بخشيده”!

حال من فرزند و عضو خانواده خداوند شده ام، اما هنوز مانند يک انسان معمولی گاه گاهی عصبانی می شوم.

چرا من هنوز اينطور هستم؟

چگونه میتوانم عصبانيت خودم را کنترل کنم؟

در برنامه هفته آينده به پاسخ اين سوالات می پردازيم.

آرامش عیسی مسیح با شما باشد.

کوروش باقری